X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
My Destiny

http://my-destiny.blogsky.com

http://my-destiny.blogsky.com

http://my-destiny.blogsky.com

My Destiny

دسته‌بندی مطالب جالب - My Destiny

My Destiny

@description My Destiny

My Destiny

 
 
My Destiny    
       
   
  
 
خوش آمدید

من همونم که بودم و خواهم بود! خود خودم... با تمام افکار٬ عقاید و علایقم...
 

موضوعات
بازی
داستانهای کوتاه
طنز
عجایب
تست ها
مطالب جالب
طالع بینی
حقیقت اما تلخ...
 

     
آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387
 

     
لینک دوستان
اگر می خواهید با ما تبادل لینک کنید ابتدا لوگو ما را در سایت خود قرار دهید سپس در بخش نظرات لینک خود را قرار دهید.
 
     
     
لینک های داغ

 

 

     
آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387
 


شبکه دوستان من

 


انشا بچه مدرسه ای برای حیوانات
موضوع مرتبط با : @name

ما حیوانات را خیلی‌دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم بابایمان هم همینطور.بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف میزند از حیوانات همیاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛توله‌سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛کره‌خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خونعمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آنروی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت:کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خربگی‌ زن دایی, بابایمان هم گفت:برو بینیم باباجوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرمداری آخه؟خرس گنده مجبوری عین خروسجنگی بپری به مردم؟
ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله‌مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما همش گربه وکوسه نشون میداد. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه‌نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ می‌گفت.
فامیلهای ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌مرغ‌ها، شوهر خاله‌مان دو تاگوسفند آورد که ما با آنها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله‌مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ میگفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمی‌گفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سر ما را نبرد.
ما نتیجه میگیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را درتلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و نمیدانیم اگر در ایران به دنیانیامد بودیم چه غلطی باید میکردیم

شمیلا پنج‌شنبه 24 بهمن 1387 2 نظر  نظر بدهید!

علم بهتر است یا ثروت؟!
موضوع مرتبط با : @name

نمی دونم این موضوع رو برای انشاء اون دوران ما چه کسی انتخاب کرد ! یک انتخاب بین علم و ثروت در کشوری اسلامی و جهان سومی به اسم ایران چه معنی داشت !! چرا ذهن کودکانۀ ما رو از اون زمان راهی انتخابی سخت بین عالم بودن یا پولدار بودن می کردن !! چرا معلم شکافی اینچنین بزرگ بین علم و ثروت درست می کرد و ما رو مجبور به انتخاب یکی از اونها می کرد !! 
اون روز هیچکس نمی فهمید داره چی می نویسه ! نوشته هامون نه از روی تجربه بود و نه از روی درک ! ما می نوشتیم علم بهتر از ثروت است چون فکر می کردیم با این کار عالم بودن خودمون رو به معلم و دیگران ثابت می کنیم ! همه یک چیز می نوشتیم و همه یک جواب داشتیم .
و حالا مدتها از اون زمان گذشته ! و من و شما کوله باری از تجربه رو به دوش داریم ! اینبار اگر دربارۀ این موضوع انشاء بنویسیم بی تجربه نمی نویسیم .
پس ؛ اول خوب همه چیز رو به یاد بیارید ! همۀ معضلات و مشکلات طبقاتی و فرهنگی ایران رو به خاطر بیارید و هر چی نابرابری دیدید و شنیدید و کشیدید رو به خاطر بیارید و بنویسید که آیا :
 «  علم بهتر است یا ثروت؟!   »

شمیلا سه‌شنبه 15 بهمن 1387 2 نظر  نظر بدهید!

حکایتی از عبید زاکانی
موضوع مرتبط با : @name

خواب دیدم قیامت شده است.
هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم

شمیلا سه‌شنبه 15 بهمن 1387 0 نظر  نظر بدهید!

    1         2         3         4         5     >>
آخرین مطالب ارسالی
با 7 سوال ساده شخصیت خود را کشف کنید! ( یکشنبه 4 اسفند 1387 )
انشا بچه مدرسه ای برای حیوانات ( پنج‌شنبه 24 بهمن 1387 )
روانشناسی تاریخ تولد ( پنج‌شنبه 24 بهمن 1387 )
علم بهتر است یا ثروت؟! ( سه‌شنبه 15 بهمن 1387 )
مهم ترین سوال های جامعه ایرانی!! ( سه‌شنبه 15 بهمن 1387 )
آزمایش یک واکسن جدید ( سه‌شنبه 15 بهمن 1387 )
حکایتی از عبید زاکانی ( سه‌شنبه 15 بهمن 1387 )
بازی Tanoth شوالیه افسانه ای ( یکشنبه 13 بهمن 1387 )
طـلا ( شنبه 12 بهمن 1387 )
استعفا ( شنبه 12 بهمن 1387 )
طالع بینی جالب و سرگرم کننده ( جمعه 11 بهمن 1387 )
به سلامتی ... ( جمعه 11 بهمن 1387 )
تفاوت‌های من و رئیسم ( جمعه 11 بهمن 1387 )
۱۲ یا ۱۳ ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
تصویری از سایت دوستیابی اینترنتی طالبان ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
سیمای کودک و طرز تهیه شراب در برنامه پت و مت ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
وقتی شوهر آدم برنامه نویس باشه ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
موزو انشا : عزدواج ( واقعی ) ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
چقدر عاشق همسر (معشوق) خود هستید؟ ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
تست روانشناسی منفی‌ بافی ( سه‌شنبه 8 بهمن 1387 )
شغل پسرم ( دوشنبه 7 بهمن 1387 )
خصوصیات سنگ ماه تولد شما ( دوشنبه 7 بهمن 1387 )
از خطای چشم تا اعتقاد به تقدس ( دوشنبه 7 بهمن 1387 )
زنی که پس از عمل جراحی شبیه گربه شد ( دوشنبه 7 بهمن 1387 )
فال شغل ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
خوب بعدش چی ؟ ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
تست روانشناسی ساده ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
کودکی بیگناه با نام بچه گرگ ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
همسر عزیزم ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
تست IQ ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
پلیس راهنمایی نابغه ( یکشنبه 6 بهمن 1387 )
نوزاد 6 ماه ام شیر نمی خورد او را کشتم ( شنبه 5 بهمن 1387 )
نامه عاشقانه پسر 9 ساله ( شنبه 5 بهمن 1387 )
فرهنگ ترافیک این وریا و اون وریا ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تصاویری که همه را به گریستن واداشت ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تصاویری که هیچ کس را به گریستن وا نداشت ( شنبه 5 بهمن 1387 )
خطای چشم ( شنبه 5 بهمن 1387 )
شما چه رنگی هستید؟ ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تست خودشناسی ( شنبه 5 بهمن 1387 )
۱۰ سال زندگی در سرویس بهداشتی ( شنبه 5 بهمن 1387 )
دامادها و مادر زن ( شنبه 5 بهمن 1387 )
نجس ترین چیز دنیا ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تست تمرکز ( شنبه 5 بهمن 1387 )
ما انسانها از کجا آمده ایم ! ( شنبه 5 بهمن 1387 )
پلیس اینترنت در ایران ! ( شنبه 5 بهمن 1387 )
مُد مناسب ماه تولد شما ( شنبه 5 بهمن 1387 )
با شنیدن شغل هر کس می گوییم ... ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تشخیص شایستگی شما در مورد مدیریت ( شنبه 5 بهمن 1387 )
تصویر مورد علاقه و نوع شخصیت شما ( شنبه 5 بهمن 1387 )
شناخت شخصیت عشقی شما ( شنبه 5 بهمن 1387 )
 
آمار سایت

 

 

 

 

 


تماس با من
 
shamila_f1216
sh1216f
shamila_f1216@yahoo.com
sh1216f@gmail.com
shamila_f1216@hotmail.com
sh1216f@aol.de
 

 
     
آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387
 

 


 
 
 
 


Template By FSH Group